پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٢

مستندسازى و تحولات منطقه‌اى
سینا محمد

سينماى مستند ايران، در ارائه تصويرى زنده، بلاواسطه، و مستقيم از حياتى‌ترين تحولات انسان بر كره زمين، چه نقشى دارد؟ اگر نقش دارد، دستاوردهايش چيست؟ و اگر نقش ندارد، علت عدم ثبت سند از پديده‌هاى بحرانى، و تحولات بزرگ بويژه در منطقه ما كدام است؟
بايد بگويم جز موارد بسيار معدود و قابل چشم‌پوشى، سينماى مستند ايران، جايگاه شايسته‌اش را همچون چشم حقيقت‌پژوه احراز نكرده و تصويرى ارزشمند از گير و دارهاى بيرون از ايران ثبت نكرده است.
شايد ضرورى است، براى نشان دادن ابعاد عقب‌ماندگى ما در اين عرصه، به بحث نظرى در خصوص تمدن تصويرى و مختصات و تمايزاتش با تمدن ماقبل تولد تصوير متحرك زنده از جهان، بپردازيم. و از سوى ديگر درباره نقش تصوير متحرك زنده از رويدادهاى جهان پيرامون‌مان در فرهنگ‌سازى، آگاهى‌بخشى، اطلاع‌رسانى، و يا برعكس حتى فريب‌كارى، اطلاع‌زدايى و ساختن جهان مجازى دلخواه قدرت‌ها كه جانشين جهان واقعى مى‌شود بحث كنيم. و همزمان با آن اهميت انقلاب ديجيتالى و نقش آن در گسترش سلطه تصوير از زندگى روزمره و رخدادهاى جهان پيرامون و شكل دادن به يك آگاهى گلوبال، هويت گلوبال، دسترسى افراد جهان به نقطه نظرهاى مشترك حرف بزنيم و از يك سو به اهميتى كه تصوير مستند در تشكيل شعور جهانى مردم دنيا و احراز هويتى رها از تبليغات حكومتى و خواسته قدرت‌هاى مالى و سياسى مسلط بر جهان اشاره كنيم و از سوى ديگر به تلاش قدرت‌هاى بزرگ براى سوء استفاده از تصاوير در دسترس در هر گوشه جهان، براى اجراى منوياتش از طريق شبكه‌هاى ارتباطى تحت سلطه خود حرف بزنيم. مسلم است هر يك از اين مباحث، ولو كوچك‌ترين جزء آنها يعنى تمايز واقعيت تصوير با تصوير واقعيت، و قدرت مجازى‌سازى بوسيله تصاوير ظاهراً مستند و تأثير نگاه تصويرپرداز در محتواى تصويرهاى موجود از واقعيات پيرامون طول و تفصيل فراوانى دارد.
همين قدر بايد بگويم، تمدن تصويرى امروز، ديگر به فيلم مستند چون ابزارى تزيينى و صرفاً براى اوقات فراغت و تماشاى زندگى وحوش و يا افراد قبايل و يا به شيوه مردم‌شناسى كلاسيك نمى‌نگرد. فيلم مستند، به جزء ضرورى مهم‌ترين برنامه‌هاى شبكه‌هاى معتبر بدل شده است. حتى ابرقدرت‌ها از فيلم مستند براى اهداف و اميال سياسى خويش سود مى‌جويند. اخبار شبكه‌هاى جهانى، هر روز مشحون از تكه فيلم‌هاى مستند است. اهميت مستندسازى به گزارشات سياسى براى اخبار روز خلاصه نمى‌گردد، بلكه زندگى روزمره مردم جهان، از آشپزى تا ازدواج و طلاق، از بحران بيكارى جوانان تا مشكلات زنان، از مدارس كودكان تا اعتياد نوجوانان، از رخدادهاى هنرى تا مستندهاى علمى و صنعتى همه و همه جز تصاويرى است كه همچون ضرورى‌ترين برنامه‌ها توليد و پخش مى‌گردد.
همه سينماى مستند مستقل، هر سينماى مورد حمايت دولت‌ها و يا شبكه‌ها، مشتاق توليد فيلم مستند هستند و براى آن اهميت قائلند.
سال‌هاست كه در مطبوعات، كنفرانس‌ها و سخنرانى‌ها و ورك‌شاپ‌ها از اهميت مستندسازى حرف مى‌زنم. مستندسازى همچون آيينه‌اى جهت مثبت تحولات بزرگ زندگى‌مان از منظر انسان‌شناسى، جامعه‌شناسى، شهرسازى، فرهنگ، سياست، اقتصاد، تحولات قومى، فروپاشى زندگى‌هاى سنتى و شكل‌گيرى زندگى‌هاى جديد به پايان رسيدن كاراكترهاى ريشه‌دار و ظهور كاراكترهاى نو، همه و همه براى ما امرى حياتى است. اين مستندها چيزى را ثبت مى‌كند كه فردا وجود ندارد و به درد دانشگاه‌ها، پژوهشگاه‌ها، محققان، سياست‌گزاران و انسان شناسان و... مى‌خورد. اين مستندها، هويت‌ها، شناسنامه‌ها، پيشينه‌هاى زندگى مردم، اقدامات، سازندگى‌ها، تغييرات را ضبط مى‌نمايد و مانع فراموشى مى‌شود.
بالاخره در چند سال اخير اندكى به مستندسازى توجه شده است هر چند كه مشكلات در مسير ساخت مستند اجتماعى فراوان است كه حتماً با نقد و بررسى برطرف مى‌شود و ان‌شاء الله اوضاع به جاى پسرفت، پيشرفت كند.
اما در حال حاضر بحث من، همزمان با ضرورت پرداختن به مستندسازى داخلى، اهميت نهادن به مستندهايى است كه از بحران‌هاى منطقه بايد ساخته شود.
رويدادهاى عظيمى چون تحولات افغانستان، كشورهاى آسياى ميانه، عراق، لبنان، غالباً جز موارد اندك، از دست ما در رفته است. در حالى كه غربيان صدها مستند در اين عرصه‌ها ساخته‌اند.
هم‌اكنون در مصر و تونس آتش تحولات زبانه مى‌كشد، اما مستندسازان ما معلوم نيست مشغول چه كارى هستند؟ علت چيست؟
اولاً دولت عليرغم همه تبليغات كلامى، نسبت به ثبت تصويرى تحولات منطقه بى‌توجه است. بودجه مناسب براى آن اختصاص نمى‌دهد و اهميت زبان تصوير و مستند سياسى را درك نمى‌كند.
ثانياً دستگاه‌هاى مسئول مستندسازى در ايران، كم‌تحرك، بدون پويايى و تحرك و بودجه لازم‌اند. روش‌هاى بوروكراتيك، گيجى، مشغول خود بودن، و كندى سبب مى‌شود حوادث بيايند و بروند و آنها عكس العملى نشان ندهند.
ثالثا از سوى ديگر نهادهايى كه مستندسازى را در دست فرد متمركز كرده‌اند بودجه لازم را از مستندسازان دريغ مى‌كنند و در اختيار آنها نمى‌گذارند. آنها به قيمت جان خود حاضر به ساختن مستندهاى سرزنده، شجاعانه و شتابناك از وقايع‌اند تا عقب نمانيم. اما كسى به فكر اين حرف‌ها نيست ديدگاه بسيار عقب‌مانده و لخت و كند است.
رابعا عدم احترام به آزادى و استقلال نهادهاى صنفى مستقل و رواج آنها، و ايجاد مزاحمت و سخت‌گيرى عقب‌مانده بر سر راه‌شان دليل ديگرى براى كم تحركى مستندسازان پويا و جوان و شجاعى است كه آمادگى حضور در دل بحران‌ها را دارند. بى‌اعتمادى به مستندسازان، تفكر مدل بلوك شرقى، ملاحظات امنيتى به جاى سازماندهى كار وسيع سبب خسران‌هاى فراوانى مى‌شود. براى همين در غرب بسيارى از آثار ثبت شده و اسناد بصرى نه محصول نهادهاى دولتى بلكه نهادهاى مستقل و افراد است كه البته مى‌توانند به دولت بفروشند يا با آن وارد تعامل شوند، در حالى كه در كشورى مثل شوروى سابق يا بلوك شرق، مستندسازان قادر نيستند بى‌اجازه حكومت، ليوان آبى سربكشند، براى همين روش بوروكراتيزه كار در آن كشورها، آنها را به سستى و كاهلى و ناتوانى سوق مى‌دهد و روش‌كار در ميان رقباى آنان منجر به توليد صدها فيلم مستند پيرامون يك واقعه در هر گوشه جهان مى‌شود.
× × ×
امروز منطقه ما مثل ديگ مى‌جوشد، ثبت اين تصاوير براى ما اهميت دارد، نزديك شدن به زندگى روزمره مردم مصر و گفت‌وگو با خانواده‌ها، و نشان دادن فضاى واقعى - و نه تبليغى - رخداد و بحران حاضر بسيار مهم است، همين طور تونس، عراق و همه كشورهاى منطقه. اما سازمان‌دهى، نگاه تمركزگراى دوستى، عدم درك اهميت مثبت مستند و بسيار عوامل ديگر دست به دست هم داده و ما را گرفتار فقر ذخاير مستند از رويدادهاى بزرگ در حال وقوع منطقه‌مان در درجه اول و همه جهان در وهله دوم نموده است، در حالى كه ده‌ها و ده‌ها مستندساز حرفه‌اى آماده سر زدن به هر گوشه جهان و توليد مستندهاى آگاهى‌بخش و آبرومندند، كه هيچ فايده‌اى نداشته باشد، اين سود را دارد كه به طور زنده، به مردم ما اطلاعاتى در خصوص زندگى ملل ديگر مى‌دهد. به حكومت ما ديد روشن‌تر و ملموس از تحولات جهان مى‌دهد و براى خود مستندسازان تمرينى بزرگ در كار حرفه‌اى آنهاست. البته بايد منصفانه گفت تلويزيون اخيراً حركات خوبى در مستندسازى نشان مى‌دهد. به هر حال با سازمان‌دهى عقب مانده نمى‌توان كارهاى بزرگ كرد. به شيوه بوروكراتيك و از بالا و بدون گردآوردن خود آدم‌هاى حرفه‌اى و احترام و اعتماد به آنها، مشتى فرد غيرحرفه‌اى كارى نمى‌توانند از پيش ببرند، پس بياييد هرچه زودتر به جاى خرده‌كارى نگاهى ژرف به مستندسازى ما، امكانات آن، وظايف آن و ساختار آن بياندازيم و زمان را از دست ندهيم.